تبليغاتX
روزانه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ای بــرادر! خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!


از سخنان ملاصدرای شیرازی
+ نوشته شده توسط ملیحه در دوشنبه چهارم آبان 1388 و ساعت 14:30 |


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

To listen to your favorite song in the radio
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه

To clear your last exam
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه

To find money in a pant that you haven't used since last year
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی

Calls at midnight that last for hours
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی

To hear a song that makes you remember a special person
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما میاره

To be part of a team
عضو یک تیم باشی

To watch the sunset from the hill top
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

To make new friends
دوستای جدید پیدا کنی

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person
وقتی اونو میبینی دلت هری بریزه پایین

To pass time with your best friends
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

See an old friend again and to feel that the things have not changed
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

To have somebody tell you that he/she loves you
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره

remembering stupid things done with stupid friends. To laugh, laugh, and ... laugh
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ... باز هم بخندی

These are the best moments of life
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

Let us learn to cherish them
قدرشون رو بدونیم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد"

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه كردن به تو نشون میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده ...

"چارلی‌ چاپلین"

+ نوشته شده توسط ملیحه در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت 13:36 |
دانش و فناوري

مقاله ISI

● مقدمه:
گزارش میزان ارجاع به مجله های (JCR (Journal citiation Report هر سال توسط انستیتو اطلاعات علمی ISI ( Institute for scientific Information) واقع در شهر فیلادلفیای آمریکا منتشر می گردد. این گزارش حاوی اطلاعات ارزشمندی پیرامون مجله ها و رتبه بندی آنها می باشد.
فاکتور تأثیر (Impact Faktor)، برای نخستین بار در سال ۱۹۹۵ و توسط بنیانگذار ISI گارفیلد Garfield مطرح شد و به سرعت به صورت دستورالعملی جهت گزینش بهترین مجله ها به کار رفت. حقیقت این است که این فاکتور ابزار کاملی برای اندازه گیری کیفیت مقاله ها نمی باشد، بلکه چون روش بهتری وجود ندارد و در حال حاضر نسبت به دیگر معیارها برای ارزیابی علمی از مزایایی برخوردار است، لذا عموماً مورد استفاده قرار می گیرد.
JCR بیش از ۷۵۰۰ مجله معتبر را در حدود ۲۰۰ حوزه موضوعی از سال ۱۹۹۷ به بعد در بر می گیرد و با استفاده از آن می توان مجله ها را در حوزه های تخصصی، طبقه بندی و شاخص های رتبه بندی آنها را بررسی کرد. JCR در دو نسخه موجود است، نسخه علمی آن در بر گیرنده بیش از ۵۹۰۰ ژورنال علمی و نسخه علوم اجتماعی مشتمل بر ۱۷۰۰ ژورنال است. JCR از طریق Web of knowledge به شرط پرداخت وجه اشتراک قابل بررسی است.


● ضریب تاثیر (IF) چیست؟
فاکتور تاثیر به صورت میانگین، تعداد ارجاعات به یک مورد قابل استناد (نظیر مقاله پژوهشی، مقاله مروری، نامه، یاد داشت، چکیده و..) در یک مجله علمی در طول زمانی معین تعریف شده است. فاکتور تأثیر، تعداد ارجاعات به مقاله های منتظر شده در دو سال قبل مجله تقسیم بر تعداد مقاله های منتشر شده در دو سال مذکور است. در مواردی فاکتور تأثیر مجله بطور میانگین (که معدل فاکتور تأثیر طول دوران فهرست شدن آن مجله در ISI می باشد)، نیز مورد استفاده قرار می گیرد. این شاخص مهمترین و در عین حال کاربردی ترین شاخص ارزیابی مجله ها از نظر ISI است. این عامل همه ساله توسط ISI بر مبنای ارجاعات به هر یک از مجله های علمی آن محاسبه می شود و نتیجه در گزارش JCR منتشر می شود. این ضریب نه برای مقاله یا نویسنده بلکه برای مجله محاسبه می شود. محاسبه بر مبنای یک دوره سه ساله صورت می گیرد.


● چگونه یک مقاله ISI ارزیابی می شود؟
برای اینکه بتوانید یک مقاله بنویسید، لازم است در این زمینه اطلاعاتی داشته باشید. اگر این مقاله را برای مؤسسه اطلاعات علمی ISI می نویسید، احتمالاً برایتان مهم است که بدانید این مقاله ها چگونه ارزیابی می شود.
امروزه ارزیابی مقاله های علمی یکی از دغدغه های جوامع علمی می باشد. مؤسسه اطلاعات علمیISI برای ارزیابی تحت پوشش فهرست نویسی خود، سه شاخص در نظر گرفته است:
۱) فاکتور تأثیر گذار (IF): این شاخص مهمترین و در عین حال کاربردی ترین شاخص ارزیابی مجله ها از نظر ISI است.
۲) شاخص فوری(Immediately) : تعداد ارجاعات به مقاله های منتشر شده مجله در سال مورد ارزیابی تقسیم بر تعداد مقاله های منتشر شده در همان سال مجله مذکور است. این شاخص در حقیقت شیب رشد منحنی ارجاعات را بیان می کند.
۳) شاخص نیمه عمر استناد(Cited Half-Life):نیمه عمر ارجاعات یا نیمه عمر استناد، تعداد سال هایی است که از سال ارزیابی باید به عقب برگشت تا شاهد پنجاه درصد کل ارجاعات به مجله در سال مورد ارزیابی باشیم. به عبارت دیگر، این شاخص مدت زمانی که نیمی از کل استنادات به آن مجله صورت پذیرفته باشد را نشان می دهد و در حقیقت سرعت کاهش میزان ارجاعات به مجله را بیان می کند. بدیهی است که وقتی مقاله های یک مجله ارزش خود را برای ارجاعات، زود از دست بدهند (مقاله ها سطحی باشند و خیلی زود بی ارزش شوند)، تنها به مقاله های جدید مجله ارجاع داده می شود. این موضوع باعث می شود که نیمه عمر ارجاعات به مجله کاهش یابد. بنابراین هر چه نیمه عمر ارجاعات به مجله بیشتر باشد، نشان می دهد که ارزش مقاله های مجله در طول زمان بیشتر حفظ شده است و هنوز مورد ارجاع قرار می گیرند. در مجموع هرچه نیمه عمرارجاعات به یک مجله بیشتر باشد، ارزش مجله بالاتر می رود.
در پایان هر سال، مجله های تحت پوشش فهرست نویسی ISI که در فهرست وبگاه علم (Web of Science=WOB) قرار گرفته اند، ارزیابی می شوند. معیارهای ارزیابی و سنجش همان شاخص های ارزیابی ISI (سه شاخص اشاره شده دربالا) می باشند. نتایج این ارزیابی نیز درگزارش های ارجاع مجله JCR هر سال جهت اطلاع عموم اعلام می شود.
در بین فاکتورهای بالا، فاکتور تأثیر، کاربردی ترین شاخص می باشد و امروزه به طور گسترده ای در درجه بندی و ارزیابی مجله های مورد استفاده قرار می گیرد. این فاکتور در حقیقت توانایی مجله و هیأت تحریریه آن را در جذب بهترین مقاله ها نشان می دهد.
بانک اطلاعات ISI، مرکزی برای فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترین مجله های علمی منتشره در دنیا به منظور تبادل اطلاعات میان پژوهشگران مختلف می باشد. پر واضح است که منظور از پوشش جامع، فهرست نمودن کل مجله های علمی منتشر شده در جهان نمی باشد. چرا که از طرفی مقرون به صرفه نیست و از طرف دیگر تمام مجله های نشر یافته در جهان از استانداردهای ISI پیروی نکرده اند و از غنای علمی لازم برخوردار نیستند. ارزیابی مجله های علمی ISI به طور مستمر و مداوم هر دو هفته صورت می گیرد. ارزیابی کنندگان ISI در حدود ۲۰۰۰ عنوان جدید را سالانه مورد ارزیابی قرار داده و تنها ۱۰ تا ۱۲ درصد از مجله های علمی ارزیابی شده، انتخاب می شوند. هر مجله علمی قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISI یکسری مراحل ارزیابی را پشت سر می گذارند.
از جمله عوامل مورد ارزیابی و رعایت استانداردهای بانک اطلاعاتیISI، کمیته علمی منتخب مجله، تنوع بین المللی مقاله های چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جایگاه نشر آن می باشد. لازم به ذکر است که هیچ یک از این عوامل به تنهایی مورد بررسی و ارزیابی قرار نمی گیرد، بلکه با بررسی مجموع عوامل، یک امتیاز کلی داده خواهد شد. از جمله مواردی که در ارزیابی مجله مورد توجه قرار دارد این است که عنوان مقاله ها، چکیده و کلمات کلیدی باید به زبان انگلیسی باشد همچنین توصیه می شود که منابع نیز به زبان انگلیسی نوشته شوند. اگر چه اطلاعات علمی مهم به تمامی زبانها به چاپ می رسد، اما موارد ذکر شده باید به زبان انگلیسی باشد تا تحت داوری و ارزیابی ISI قرار گیرد زیرا ارزیابی کنندگان مجله های علمی در ISI نمی توانند عناوین ومنابع بکار رفته در مقاله ها را به زبان انگلیسی ترجمه کنند. داوری علمی و تخصصی مقاله های چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشنای علمی از جمله عمده ترین موارد مورد توجه ارزیابی کنندگان می باشد که گویای اعتبار و غنای علمی مجله است.
سه پایگاه WOS ، EST و JCR از معتبرترین پایگاه های علم سنجی هستند که توسط مؤسسه اطلاعات علمی ISI تهیه و روز آمد سازی می شوند.
پایگاه Essential Science Indicators) ESI بر مبنای دوره های زمانی ۱۰ ساله، به ارائه آمار در قالب شاخص های تعیین شده تولید علم از جمله رتبه علمی کشورها بر اساس تعداد تولیدات علمی، تعدا کل استنادها و نسبت استناد به تولیدات علمی می پردازد.
در پایگاه Web of Science)WOS) امکان جستجو و استخراج اطلاعات در طول دوره های زمانی مختلف بر اساس شاخص های گوناگون علم سنجی وجود دارد.
پایگاه (JCR (Journal citation Reprts به ارائه گزارش استنادی نشریه ها می پردازد.
از طرفی تعداد نشریه هایی که هر کدام از این پایگاه ها نمایه می کنند نیز با دیگری متفاوت است.


● بهترین معیارهای ISIبرای نمایه کردن مجله ها چیست؟
در سایتISI چهار مورد به عنوان ملاک های اصلی نمایه شدن مجله آمده است که عبارتند از:
۱) زمان بندی نشر، تعریف شده باشد یعنی معلوم باشد که فصلنامه است، ماهنامه است یا... و در موعد معین هم آماده شود.
۲) فرآیند داوری برای مجله تعریف شده باشد.
۳) قواعد نشر بین المللی را رعایت کند. برای مثال، عنوان مجله گویای محتوای آن باشد.
۴) مقاله به هر زبانی که باشد مهم نیست ولی چند مورد در آن باید به زبان انگلیسی باشد که عبارتند از: اسامی نویسندگان، عنوان، چکیده و کلمات کلیدی و حتی الامکان منابع و مآخذ هم انگلیسی باشد. موارد فرعی هم وجود دارد که شامل این موارد است:
۱) مجله باید حوزه بین المللی داشته باشد و به یک حوزه جغرافیایی خاص تعلق نداشته باشد.
۲) در حوزه آن مجله، ترجیحاً مجله مشابه نباشد یا اگر هست آن مجله معیار برتری نسبت به آنها داشته باشد.
۳) افراد به وجود آورنده آن حتی الامکان افراد شناخته شده ای باشند.
۴) افراد به وجود آورنده، توزیع جغرافیایی مناسبی داشته باشند مثلاً همه ایرانی نباشند.
البته موارد فرعی، نمره اضافه دارد و در قبولی یا رد مجله از طرفISI نقش بازی نمی کند.


● جایگاه تولید علم ایران در سطح بین المللی
تحقیقات نشان می دهد که تولید علم در ایران، ویژه در سال های اخیر از رشد بسیار خوبی برخوردار بوده است. براساس آخرین آمار پایگاه Essential Science Indicator) ESI) طی دوره ۱۰ ساله اخیر، جمهوری اسلامی ایران در بین ۱۴۵ کشور که رتبه بندی بر روی آن ها صورت پذیرفته است، در رده چهلم جهان قرار می گیرد و این درحالی است که در دوره ۱۰ ساله پیشین که اول ژانویه ۱۹۹۷ تا ۳۰ آوریل ۲۰۰۷ را در بر می گیرد، جمهوری اسلامی ایران با ۲۶ هزار و ۴۹۵ عنوان تولید علمی، از این نظر در بین کشورهای جهان در رده چهل و یکم ودر بین کشورهای اسلامی، پس از ترکیه و مصر در رده سوم قرار می گرفت.
در دوره ۱۰ ساله اول (ژانویه ۱۹۹۷تا ۳۰ژوئن ۲۰۰۷)، کل تولیدات علمی ایران، ۸۵هزار و ۶۲۹بار مرود استناد قرار گرفته است که به این ترتیب نسبت تعداد استنادها به تولیدات علمی ایران، ۳/۱۱ بوده است. هر چند تعداد کل استنادها و همچنین نسبت استنادها به تولیدات علمی ایران نسبت به دهه منتهی به ۳۰آوریل ۲۰۰۷ افزایش یافته است، اما این نظر رتبه ایران نسبت به دوره قبل تغییری نداشته است. از طرفی، بر اساس آمار
پایگاه Web of Science)WOS)، جمهوری اسلامی ایران در دوره تقریبی ۹ ماهه اول سال ۲۰۰۷که از اول ژانویه لغایت ۲۵ سپتامبر سال ۲۰۰۷، برابر با ۱۱ دی ماه ۱۳۸۵ لغایت ۳ مهرماه ۱۳۸۶ را در برمی گیرد، دارای ۶۲۸۹عنوان تولید علمی نمایه شده بوده است. براساس این آمار نیز کشورمان از نظر تعداد تولیدات علمی، رتبه دوم را در بین کشورهای اسلامی به خود اختصاص می دهد و پس از ترکیه و قبل از مصر قرار می گیرد. این در حالی است که در همین دوره ۹ ماهه، ترکیه دارای ۱۳۴۰۲عنوان، مصر دارای ۲۷۹۰عنوان، پاکستان دارای ۱۴۴۳ عنوان و عربستان سعودی دارای ۱۳۱۱ عنوان تولید علمی نمایه در پایگاه WOS بوده اند.
تعداد نشریه های ایرانی نمایه شده در پایگاه JCR در سال ۲۰۰۶ نسبت به سال ۲۰۰۵ از سه عنوان به شش عنوان افزایش یافته است.
دکتر عبدالرضا نوروزی چاکلی، مدیر سابق گروه علم سنجی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور وعضو هیأت علمی گروه علوم کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه شاهد، علت این پیشرفت را اقدامات و تسهیلاتی که در سالهای اخیر جهت پژوهش در سطح کشور، برگشت بورسیه ها به کشور پس از فراغت از تحصیل، توسعه رشته های تحصیلات تکمیلی به ویژه دوره های دکتری، افزایش اعزام پژوهشگران به سفرهای کوتاه مدت جهت تحقیق و ارائه مقاله در کنفرانس های بین المللی و نیز راهیابی ۱۴ عنوان نشریه ایرانی به زبان انگلیسی در پایگاه های ISIکه ورود تعداد زیادی از مقاله های ایرانیان را به پایگاه های ISI در پی داشته و زمینه مورد استناد واقع شدن مقاله های ایرانیان را فراهم کرده اند، عنوان کرده است.


● نتیجه گیری
وجود مشکلاتی همچون تعامل کمتر پژوهشگران ایرانی در قیاس با پژوهشگران خارجی، عدم تمایل در انجام هرگونه کار گروهی و سرقت ایده ها -که در جامعه ما نسبت به جوامع دیگر شایع تر است- از جمله دلایلی عدم همکاری بین نویسندگان ایرانی در خلق آثار علمی است. در حال حاضر به خودی خود این تعامل در حال افزایش است زیرا اخیراً تعداد زیادی از مجله های معتبر خارجی مقاله های تک نویسنده ای را نمی پذیرند و رد می کنند و مقاله های چند نویسنده ای را ترجیح می دهند. زیرا اثری که با مشارکت چند متخصص به رشته تحریر در آمده، به احتمال زیاد معتبرتر از اثری است که توسط یک نویسنده تولید شده است. همچنین مقاله های تک نویسنده ای در مقایسه با مقاله های چند نویسنده ای کمتر مورد استناد واقع می شوند.
برگزاری کنگره ها و مجامع در سطح ملی و بین المللی نیز باعث ایجاد تعامل میان اندیشمندان می شود. این اعتماد در پژوهشگران باید به وجود بیاید که ایده های آنان محفوظ می ماند؛ از جمله این که نسبت به ثبت اختراعات اقدامات مؤثرتری انجام می شود و ایده های علمی و پروپوزال های پژوهشگران در فضایی امن تر و بانگاهی صددرصد علمی و به دور از هرگونه اعمال نظر شخصی مورد بررسی واقع شوند و نتیجه ارزیابی، سریع تر به اطلاع آنان برسد.
امروزه مهمترین روش ارزشیابی نشریه های علمی، علم سنجی است که معمولاً از طریق پایگاه های استنادی ISI و مجله همراه آنها JCR صورت می گیرد.این هم باید برای ارزشیابی مجله های فارسی نیز به وقوع بپیوندد. بعد از جنگ جهانی دوم، جهان با حجم انتشارات روبرو شد که ارزیابی انتشارات علمی را با مشکلاتی مواجه کرد و در پی آن راهکارهایی که برای حل مشکل پیشنهاد شد، روش های کمی بودند که یکی از موفق ترین آنها که برد جهانی پیدا کرده است روش علم سنجی است.
حوزه عمل علم سنجی، پایگاه های استنادی است. بنابراین نه تنها ایران بلکه همه کشورهایی که زبان علمی آنها غیر انگلیسی است به پایگاه های استنادی خود نیازمندند، زیرا نقص عمده پایگاه ISI تکیه فراوان آن به زبان انگلیسی است. در نتیجه کشورهایی زبان ملی و علمی آنها غیرانگلیسی است، تنها بخش انگلیسی انتشارات علمی آنها وارد پایگاه ها می شود و مورد ارزیابی قرار می گیرد. شاید به همین دلیل است که کشورهایی مثل چین، ژاپن، کره، مالزی، و... به تهیه نمایه های استنادی خود اقدام کرده اند.
به منظور ارزیابی کل انتشارات علمی ایرانیان و نیز تحکیم هرچه بیشتر استقلال علمی کشور، ایجاد پایگاه های نمایه های استنادی علوم، علوم اجتماعی، هنر و علوم انسانی درداخل الزامی است.
 

+ نوشته شده توسط ملیحه در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 14:7 |

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


تا به حال چند بار احساس كرده‌اید كه مغز شما از كار افتاده است و دیگر قادر به فكر كردن نیستید؟ این به‌ دلیل آن است كه ما نیاز داریم توانائی‌های خود را برای فكر كردن افزایش دهیم. مطلب حاضر به نكاتی می‌پردازد كه ما برای بیشتر و بهتر فكر كردن باید به كار گیریم و به آن نیاز داریم ...

1. یافتن بهترین زمان. بیشتر افراد مسن صبح‌ها بهتر می‌توانند فكر كنند و اغلب جوانان بعداز ظهر‌ها. شما چه زمانی بهتر فكر می‌كنید؟

2. خوب تحصیل كنید اما افراط نكنید. بعضی از روان‌شناسان عقیده دارند كه تحصیلات تخصصی افراطی و زیاد می‌تواند به توانایی تفكر خلاقانه آسیب وارد كند. شما اگر در رشته نویسندگی دكترا كسب كنید الزاما رمان نویس بزرگی نخواهید شد.

3. روز خود را با بهترین‌ها شروع كنید. محققین نشان داده‌اند كه مقدار كافئین موجود در یك فنجان قهوه می‌تواند به تمركز حواس كمك كند اما اگر شما مستعد اضطراب هستید بهتر است فراموشش كنید.

4. خاطرات جدید را به خاطرات قبلی بچسبانید. حافظه خود را چون دار بستی در نظر بگیرید و اطلاعات جدید را روی آن تثبیت كنید. همیشه اطلاعات جدید را به چیزی پیوند دهید و هرگز آن را تنها رها نكنید.

5. تا می‌توانید تمرین كنید. یادگیری و تمرین مداوم ذهن را تغییر می‌دهد. مطالعاتی كه روی عده‌ای داوطلب 70 ساله انجام شده نشان می‌دهد كه آموزش‌های منظم و طبق برنامه زمان‌بندی شده باعث تغییر ساختار ذهنی فرد می‌شود. به نحوی كه فعالیت ذهنی این افراد نسبت به زمانی كه 7 سال جوان‌تر بوده‌اند بیشتر است. فرد مسنی كه خوب تمرین می‌كند سریع‌تر از جوانی است كه اصلا تمرین نمی‌كند.

6. به ایده‌های خود، شانس شكوفا شدن بدهید. بسیاری از ما با توجه به توانائی‌هایمان امكان ارزیابی حقایق و تصمیم‌گیری سریع داریم. خلاقیت نیاز به آرامش و سكون دارد و اینكه به ایده‌های به ظاهر نامعقول و بی‌معنی خود در حد امکان فرصت دهیم.

7. شغلی كه باعث رشد شود و همراهی كه باهوش باشد. مطالعات انجام شده در لهستان نشان می‌دهد صاحبان مشاغلی كه نیاز به كارگیری ذهن دارد نسبت به سایر افراد از قدرت تفكر بیشتری برخوردارند. همچنین ازدواج با فردی باهوش ممكن است در شما انگیزه ایجاد كند و باعث رشد و بالندگی شما شود.

8. تجربه كنید. خلاقیت اغلب به توانائی تعدیل راه حل‌ها از جهات مختلف زندگی خلاصه می‌شود. برای مثال نوار چسب خیاطی با الهام گرفتن از خار و خسی كه به لباس می‌چسبد ساخته شده است و یا شیوه پوست كندن موز ایده‌ای برای تهیه قوطی‌های كنسروی است كه با حلقه‌ای كه روی آن تعبیه شده باز می‌شود.

9. توجه كنید. آیا تا به حال برای شما پیش آمده كه نام كسی را تا مدتی پس از آنكه او را ملاقات كردید به خاطر نیاورید؟ علت این امر ضعف حافظه نیست بلكه نداشتن تمركز است. با بالا رفتن سن باید اطلاعات را آگاهانه به حافظه بسپاریم و حفظ كنیم.

10. ورزش باعث تقویت قوای فكری می‌شود. تحقیقات گوناگون اكنون از این فرضیه كه ورزش و تمرینات بدنی اثرات سود‌مندی روی عملكرد تحصیلی دارد حمایت می‌كند. تصور می‌شود كه در هنگام ورزش اكسیژن و مواد غذایی بیشتری در دسترس سلول‌های مغز قرار می‌گیرد؛ به علاوه باعث افزایش فاكتور‌هائی می‌شود كه عامل رشد سلول‌های مغزی‌اند. ورزش فواید گوناگونی دارد و انجام آن به ‌صورت مرتب و روزانه توصیه می‌شود.

11. تازه جوئی رمز موفقیت. نقاش امپرسیونیست هنری ماتیس در سال‌های پایانی عمر خود از قیچی به جای قلم مو برای خلق آثارش بهره برد و به هنرش روحی تازه بخشید. مقایسه افراد خلاقی كه متوقف می‌شوند با آنهایی كه به خلاقیت ادامه می‌دهند نشان می‌دهد كه افراد دسته دوم پیوسته به دنبال دانشی جدید هستند.

12. شناخت عوامل بازدارنده. چنانچه در معرض عوامل مختلفی قرار گیریم كه رشته افكار ما را پاره كنند تمركز كردن مشكل خواهد بود. چنانچه كاری نیاز به دقت و تمركز زیاد دارد مثلا تهیه یك گزارش باید دو شاخه سیم تلفن را از پریز كشید و یا نوشته‌ای روی در قرار داد تا كسی در آن هنگام وارد اطاق نشود.

13. فراموش نكنید كه همیشه به دنبال كارهای مورد علاقه‌تان باشید. اخیرا روان‌شناسی هلندی مطالعاتی روی تفاوت‌های بین قهرمان شطرنج و استاد شطرنج انجام داد. او افرادی از هر دسته را تحت آزمایشاتی چون تست هوش، حافظه و تعیین میزان قوه استدلال برای حركت مهره‌ها قرار داد و هیچ تفاوتی بین افراد دو گروه پیدا نكرد. تنها تفاوت این بود كه قهرمان شطرنج علاقه بیشتری به بازی شطرنج داشت. آنها اشتیاق و تعهد بیشتری نشان می‌دهند و كلید خلاقیت آنها هم همین است.

14. ایده‌های جدید را با یكدیگر تلفیق كنید. با هیچ مطلبی سرسری برخورد نكرده و آن را با بی‌تفاوتی نخوانید. حاشیه نویسی، فكر كردن، شكل دادن و تلفیق مطالب با یكدیگر حتی اگر مطلبی كه می‌خوانید بنظرتان به درد نخور و بی‌فایده باشد به شما كمك می‌كند تا آن را به نحوی بفهمید كه در نهایت بتوانید خلاقانه عمل كنید.

15. روش‌های سریع یاد گرفتن را بیاموزید. یكی از مهم‌ترین مهارت‌های قرن بیست و یكم توانائی یادگیری سریع است؛ پس آن را در خود پرورش دهید. یاد بگیرید كه به سرعت به ایده‌های خود شكل دهید. شیوه عملكرد مغز خود را پیدا كنید تا بتوانید آن را بهتر به كار گیرید. بعضی اشخاص پس از مدتی كار فكری نیاز به استراحتی كوتاه ‌مدت و نوشیدن چای یا قهو ه دارند تا بتوانند دوباره به كار ادامه دهند.

16. همیشه برنامه‌های بلند مدت داشته باشید حتی اگر آن را هر روز تغییر دهید. نفس برنا مه‌ریزی برای زندگی خود به تنهایی باارزش است و تغییر دادن آن به ما كمك می‌كند كه چیز‌های جدیدی یاد بگیریم.

17. نگران اشتباهات خود نباشید. ممكن است در اولین تلاش خود مرتكب اشتباهات زیادی شوید اما كارتان را پیش برده و تمام كنید. اشتباهات خود را یادداشت كرده و سپس دوباره به كار بپردازید و این بار از تكرار اشتباهات جلوگیری كنید. به گفته شكسپیر تردیدهای ما خائن‌اند و با ترس از تلاش ما را از موفقیت دور می‌كنند.

18. عواملی كه در ضمن كار باعث افزایش مهارت‌هایتان شده‌اند را یادداشت كرده و گاهی به آنها مراجعه كنید تا برایتان به عادت تبدیل شوند.

19. به مسائل از زوایای مختلف نگاه كنید. چنانچه می‌خواهید مسئله‌ای را حل كنید راه‌های مختلفی را امتحان كنید و اگر راه اول را به هر دلیلی مناسب تشخیص نداده‌اید، راه دوم را امتحان كنید. ایده‌ها و تصورات را از دیدگاه‌های مختلف بررسی كنید. برای مثال آیا كسی كه در چین رشد كرده و بزرگ شده در مورد یك موضوع خاص به همان شكلی فكر می‌كند كه یك نفر در ایران؟

20. آرامش خود را حفظ كنید. خویشتنداری به شما كمك می‌كند تا منصف و بی‌طرف باقی بمانید و بهتر فكر كنید. چنانچه به بحث و مجادله بپردازید و خونسردی خود را از دست دهید توانائی خود را برای منطقی و عاقلانه فكر كردن از دست خواهید داد.

21. در جست‌وجوی حقیقت باشید. هر كسی كه خوب فكر كند قبل از هر قضاوتی در جست‌وجوی حقیقت است. از خود سؤال كنید كه آیا تمام حقایق را بطور كامل در دسترس دارید؟ آیا كمبودی در اطلاعاتتان وجود دارد كه شما را از حقیقت و یا راه حل مسئله دور كند؟

22. چنانچه در موردی شك دارید حتما سؤال كنید. هرگز از سؤال كردن نهراسید.

23. مردم را درك كنیم. آیا كسانی كه با شما صحبت می‌كنند همیشه این تصور را دارند كه باید حرفشان را به طریقی به شما ثابت كنند؟ به راستی علت این تصور آنها چیست؟

24. تجربه مهم‌ترین مرجع ماست. چنانچه مطلبی را می‌شنویم باید ببینیم آیا واقعا در زندگی ما اتفاق افتاده است یا نه.

25. همیشه به خاطر بسپارید كه بیشتر حقایق نسبی‌اند و بین حقیقت و عقیده تفاوت وجود دارد. كلمات را با احتیاط و دقت به كار برید و هیچ‌گاه خود را گول نزنید. فكر نكنید كه باید پیوسته دنباله رو مردم باشید.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

+ نوشته شده توسط ملیحه در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 13:25 |
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

امام علی علیه السلام : ابزار ریاست، سعه صدر است.

چند صباحی است موضوعی كه میخواهم به آن بپردازم بدجوری فكرم را مشغول نموده و پس از مدتها كلنجار رفتن با این ذهن ناقص به این نتایج رسیدم و بر آن شدم تا حاصل این تفكرات را در اختیار مدیرانی كه با آنها سروكار دارم یا ندارم قرار دهم.
البته امیدوارم همه مدیران، آنطوری كه من فكر میكنم نباشند ولی ...
امیدواری دیگری كه دارم اینست كه به این مطالب برای دقایقی هم كه شده بدون غرض ورزی های شخصی تامل نمایند و آن را در اختیار دیگران هم قرار دهند.

در دنیای پرزرق و برق و مادی گرایانه كنونی كه آدمی غرق در این تجملات و وابستگی های آن است حفظ كرامات و شئون انسانی و تعدیل احساس برادر و برابر بودن همه انسانها و رسیدن به اوج قله معنویت بسیار سخت بنظر میرسد.

در این دنیای پست و بی ارزش ، انسانها هر روز بیشتر غرق در مادیات آن میشوند و با این فرورفتگی راه را بر خوبیها، اذكار و ثوابها می بندند. راهی برای بیدار شدن وجدان خفته نمی ماند و فریاد "اذكرونی اذكركم" و "ادعونی استجب لكم" می رود كه به فراموشی سپرده شود.

با این اوضاع و احوال دنیای انسانها باید طرحی نو دراندازیم، باید وجدان خفته را بیدار كنیم، باید چشمها را شست و باید جور دیگر دید ...

الغرض همه این توصیف ها را گفتم تا این را بگویم :
در دنیایی كه كاسه بدیها و خودخواهیها لبریز است، داشتن پستهای مدیریتی و مناصب دولتی اصلا به صلاح نیست و انسان را بیشتر به سمت و سوی دنیایی شدن سوق می دهد، مگر انسانهای وارسته ای كه دل از دنیا و تعلقات آن شسته باشند و خود را در اختیار فرامین الهی قرار داده و رضای خالق را در رضای خلق بدانند كه البته خوشا بحال این افراد و الله یاورشان.

من نمی خواهم رئیس شوم ؟! آری نمی خواهم.

چندی است با دیدن مدیران دور و نزدیك خود به این نتیجه رسیده ام كه با داشتن حكم مدیریتی بیش از پیش از فضایل انسانی فاصله گرفته و رذایل انسانی در وجودم بیشتر موج خواهد زد و چون خودم را در حد اعلی و وارستگان نمی دانم نمی توانم آنطور كه باید و شاید خودم و نفس لجام گسیخه و ریاست طلبم را مهار كنم.

من دوست ندارم رئیس شوم . چرا ؟
امام صادق علیه السلام فرموده اند : "ریاست را جوییدم و آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا نیافتم، هركه جویای ریاست باشد نابود شود" مگر من عبد و ذلیل می توانم چشم خود را بر زرق و برقهای ریاست ببندم ؟ آری می توانم ؟

من دوست ندارم رئیس شوم . واقعا چرا ؟

چون اگر رئیس شوم با وجود برگزار كردن جلسات مشورتی و نظرخواهی از دیگران، بازهم نظر من نظر نهایی است به این بهانه كه این منم كه باید پاسخگو باشم.
چون اگر رئیس شوم بالكل واژه "ما" از ادبیات محاوره ای ام خارج شده و واژه زیبای "من" جایگزین دائمی آن خواهد شد.
چون اگر كسی به من سلام نكند یا دیر سلام كند، مغضوب علیهم است.
چون اگر نتوانم آنطور كه باید از حقوق حقه كاركنانم در دوایر بالاتر دفاع كنم مسؤولم.
چون اگر كسی بخواهد از حقوق خود دفاع كند و حرف حق و حقیقتی بزند كه باب میل من نباشد، آن شخص خودخواه و منفور است.
چون به راحتی چشم خود را به روی توانائیهای افراد بسته و به افراد لایق بها نمی دهم و برعكس ...
چون از خوگذشتگی ها و ایثارهای كاری دیگران را نمی بینم و یا می بینم و ...
چون وقتی تلفنی با یكی از افراد زیرمجموعه صحبت می كنم، می توانم هر زمان كه دلم خواست صحبت را تمام نموده و گوشی را بر سر او بكوبم.
چون در صحبت با بعضی افراد (نه همه) فقط خودم صحبت می كنم و این جسارت را به خودم میدهم كه به طرف بگویم اجازه صحبت كردن نداری !!!
چون به بعضی از نزدیكانم كه بیشتر هوای من را دارند بیشتر بها می دهم و به آنها با حفظ سمت ، پست "چشم و چراغ" میدهم.
چون هیچ وقت نمی خواهم قبول كنم كه اگر افراد زیرمجموعه شرح وظایفی دارند و از آنها به همان اندازه (یا بیشتر) كار می خواهم، خودم هم شرح وظایفی دارم كه اگر محكومان نبینند حاكم كه می بیند چه میكنم !
چون نمی توانم هیچگاه خودم را همطراز دیگر كاركنان بدانم و با آنها بیشتر دوست و همكار باشم تا رئیس. امورات را بیشتر دوستانه و برادرانه پیش برم تا با دستور، كه البته اگر چنین شود انگیزه و راندمان كاری كاركنانم بسیار بالاتر می رود و با اشتیاق بیشتری صبح خود را ظهر می كنند و بیشتر در خدمت مجموعه قرار خواهند گرفت.
....... و خلاصه چون نمی توانم همه موارد گفته شده و خیلی مطالب گفته نشده را به مرحله اجرا درآورم و پایبند آنها باشم از خدای خود می خواهم مرا در مناصب و جایگاههای مدیریتی قرار ندهد.

در پایان توجه خودم را به این 2 حدیث جلب می كنم باشد كه مورد تعمق و تدبر قرار گیرد.

امام صادق علیه السلام : "از این سران ریاست پیشه دوری گزینید، زیرا به خدا سوگند كه كفشها در پی كسی به صدا در نیاید مگر آن كه او هلاك شود و به هلاكت اندازد."

نزد امام رضا علیه السلام از مردی نام بردند و گفتند او ریاست طلب است. ایشان فرمودند : "اگر دو گرگ درنده به یك رمه بی شبان حمله كنند، خسارتی كه می زنند كمتر است از خسارتی كه شخص جاه طلب به دین مسلمان وارد می كند."

امید آن دارم كه جسارت این حقیر را پذیرفته و فقط در جهت خیرخواهی بدانند.

همه را به خدای بزرگ می سپارم و از خداوند مغفرت و رحمت مسالت دارم.

+ نوشته شده توسط ملیحه در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 14:27 |
هیچ یاس مسلمی نیست که قطره ای امید را در قلب خود نگه ندارد و هیچ بدبینی مفرطی نیست که مملو از ذرات شناور خوش بینی نباشد. اگر بپذیری که برای اغلب انسان ها رویای نوعی معجزه وجود دارد که وقوعش آن را از معجزه گی می اندازد و تبدیل به محصولی ایمانی ارادی می کند که نهایتا اتفاق نیز در آن سهمی دارد، باید بپذیری که نمی توان تحت هیچ شرایطی تسلیم ناامیدی های روزگار شد.

بنابراین باید امید را نوید داد، حتی به صورت ساده ترین انشای یک طفل مدرسه ...
می شه خندید، درحالی که غم های بزرگی توی قلبت داری
می شه اشک ریخت، درحالی که خدایی به اون بزرگی داری
می شه خسته بود، درحالی که روحی پر از انرژی داری
پس چرا فکر می کنی با چند تا مشکل پیچیده و ناخودآگاه، دیگه نمی شه خوشبخت بود؟
خوشبختی چیزی نیست جز یک احساس شور و شعف ... لذت بردن از لحظه های زندگی و بخشیدن انرژی بی پایان به خودت و همنوعانت برای تبدیل نبرد زندگی به "بازی زندگی"
ما فقط یک بار فرصت زندگی کردن در این دنیا رو داریم!
بیا این یک بار، بگونه ای زندگی کنیم که داشته ها و نداشته هامونو ضعف قلمداد نکنیم و آرزو کنیم که بتونیم بهترین خاطرات رو از زندگی داشته باشیم
بیا تا قدرت اراده مون رو تا حد امکان بکار ببندیم و برای رسیدن به آرزوهای بزرگ و دوست داشتنی ناامیدی ها را از خودمون دور کنیم
به کسانی که دوستشون داریم عشق بورزیم و بگونه ای زندگی کنیم که تعبیر حقیقی خوشبختی را در دمادم عمر بخوبی تجربه کنیم ...
+ نوشته شده توسط ملیحه در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 14:25 |
  1- برای زندگی خود قوانینی در نظر بگیرید و سعی كنید از آنها سرپیچی نكنید. این قوانین را پس از مشورت با متخصصان و افرادی كه تجربه یك زندگی موفق را داشته اند، تدوین كنید.

2- از "خود"، "افرادی كه در زندگی شما نقش دارند" و "محیط اطرافتان" شناخت كافی به دست آورید.

3- به این نكته واقف باشید كه شما سهم عمده ای در ساختن زندگی خود دارید. در بیشتر مواقع این شما هستید كه می توانید از زندگی لذت ببرید یا آن را به كام خود تلخ كنید.

4- بیشتر چیزهایی كه در زندگی شما وجود دارد و برایتان لذت بخش نیستند، می توانند به دست خود شما از بین بروند. به طور مثال، اگر از شغل خود راضی نیستید فقط نیاز به تلاش و پشتكار دارید تا با شایسته كردن خود شغل بهتری به دست آورید و یا اگر از چاقی خود رنج می برید، كافی است كمی همت كنید.

5- در زندگی نقش یك قربانی را بازی نكنید یا سعی نكنید با یادآوری تجربه های تلخ گذشته برای خود بهانه بسازید. این كار فقط تضمین می كند كه یأس، عدم پیشرفت و عدم موفقیت در انتظار شماست.

6- دیگران را مقصر عدم موفقیت خود قلمداد نكنید. زندگی مال شماست، پس خودتان هستید كه دوباره و دوباره می توانید آن را بسازید.

7- هر فكری می كنید و هر تصمیمی می گیرید، پیامدهایی را برایتان به دنبال خواهد داشت. اگر مثبت فكر كنید، نتیجه مثبت می گیرید و اگر به دنبال افكار منفی باشید، نتیجه تان هم منفی خواهد شد.

8- علت بروز وقایع ناخوشایند در زندگی را پیدا كنید یا سری به تجربه های پیشین خود بیندازید تا ببینید عیب كار از كجا بوده است.

9- هیچگاه از تغییر نترسید. گاهی اوقات تغییرات نقش مهمی در زندگی تان خواهند داشت و علی رغم انتظارتان عمل خواهد كرد.

10- واقع نگر باشید. خود، زندگی و دنیای اطرافتان را آن گونه كه هست بشناسید، نه آن گونه كه خودتان می خواهید.

11- با خودتان صادق باشید و اگر می دانید كاری باعث موفقیتتان نمی شود آن را از زندگی خود خارج كنید و به جای بهانه آوردن از همین حالا دست بكار شوید.

12- نسبت به انجام هر کاری درست و با دقت تصمیم گیری كنید.

13- به خاطر داشته باشید عملكردهای شماست كه داستان زندگی تان را می نویسد.

14- فكرها، آرزوها، هدف ها و تصمیمات خود را به عملكردهای معنادار، هدفمند و سازنده ترجمه كنید.

15- خودتان را بر اساس نتایجی كه می گیرید ارزیابی كنید، نه فقط بر اساس حرف ها.

16- درد خود را بشناسید تا هر چه سریع تر خود را از مهلكه مسبب بروز آن درد خلاص كنید. به این نكته واقف باشید كه همین درد می تواند انگیزه ای برای بروز یك تغییر در زندگی شما باشد.

17- گاهی ریسك كردن در زندگی باعث موفقیت می شود. اگر خردمندانه و با درایت ریسك كنید، پیروزی از آن شماست. اگرچه ریسك كردن در ابتدای امر دلهره آور و ترسناك است، اما ارزش آن را دارد. توجه داشته باشید كه برای این كار ممكن است مجبور باشید خیلی از چیزهای آشنا و عادت ها و راحتی های خود را كنار بگذارید.

18- فیلترهایی كه جلوی چشم شما را گرفته اند تا دنیا را زیبا نبینید، دور بیندازید.

19-شما دنیا را آنگونه كه می بینید؛ می شناسید و تجربه می كنید. این شما هستید كه می توانید انتخاب كنید كه چگونه به دنیا بنگرید و آن را تجربه كنید. این قدرت انتخاب در هر مرحله از زندگی همراه شماست.

20- عواملی را كه بر نگاه شما به دنیا اثر می گذارند بشناسید و در صورت منفی بودن، آنها را تغییر دهید و مثبت كنید. اگر از دریچه تجربیات تلخ گذشته به دنیا نگاه می كنید، بدانید كه دارید حال و آینده خود را بر اساس همان تجربیات می سازید.

21- شما مدیر زندگی خود هستید. آن را بر اساس بهترین استانداردهای مدیریت هدایت كنید تا نتیجه خوبی بگیرید. موفقیت را سرلوحه تدوین برنامه های مدیریتی خود قرار دهید.

22- اگر از خود توقع زیادی نداشته باشید، سال ها در همان پله ای كه هستید درجا می زنید. پس به اهداف بلند فكر كنید. اما به این نكته هم توجه داشته باشید كه هرگز از مرز واقع نگری خارج نشوید.

23- ما خودمان هستیم كه به اطرافیانمان یاد می دهیم چه رفتاری با ما داشته باشند. رفتارهای محترمانه یا بی ادبانه از سوی اطرافیان، همه بازتاب شخصیتی است كه ما از خودمان برای آنها ترسیم كرده ایم.

24- محدودیت ها و قوانینی را كه افراد حین برخورد با شما ملزم به رعایت آن هستند به آنها یاد دهید. البته این به معنای آن نیست كه مستقیم حرف هایتان را بیان كنید، بلكه می توانید با رعایت نكاتی ظریف، در بطن اعمال و گفتارتان آنها را از مسئولیتشان در قبال شما آگاه نمایید. برای خود احترام بسیاری قائل شوید تا دیگران نیز از شما تبعیت كنند. كسی كه به خود ارزش نمی دهد نباید توقع رفتار ارزشمندی از جانب دیگران داشته باشد.

25- برخی اوقات لازم است كه به دیگران گوشزد كنید رفتار شایسته ای نداشته اند. این كار راهی مناسب برای پیشگیری از تكرار دوباره چنین امری در آینده است.

26- برای "بخشش" ارزش بسیاری قائل شوید. همانطوركه گذشتگان گفته اند: در عفو لذتی است كه در انتقام نیست. به این فكر كنید كه با انتقام فقط فكر و روح خود را بی جهت آزرده كرده اید و افكاری را كه به سلامت روحتان آسیب می رساند در خود پرورانده اید. مهم نیست آن فرد چه فكری در مورد شما می كند، شما بخشش را صرفاً برای آرامش و سلامت خودتان انجام دهید.

27- قدرت كنترل عصبانیت خود را داشته باشید. راه هایی به كار برید تا در صورت بروز عصبانیت رفتار ناشایسته ای از خود بروز ندهید.

28- به خاطر بسپارید كه نفرت، حسادت و خشم ؛ مخرب وجود آدمی هستند و روح و قلب فردی را كه آنها را در وجودش نگهداری می كند ذره ذره نابود می كنند. احساسات زشت، چهره زشتی به شما می بخشند. این احساسات نه تنها بر روح شما اثر می گذارند، بلكه عواقبی همچون اختلال در خواب، سردرد، كمردرد و حتی سكته قلبی را نیز به شما تقدیم می كنند.

29- در زندگی به آن چیزی می رسید كه همیشه به آن فكر می كنید. و آن چیزی را به دست می آورید كه همواره طلب كرده اید.

30- مهمترین نكته این كه: هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و در لحظه لحظه زندگی به او توكل كنید.


عاشقانه همدیگر را دوست داشته باشیم و بی چشم داشت
به یکدیگر مهرورزی کنیم، این است رسم زیستن

+ نوشته شده توسط ملیحه در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 12:59 |

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب

در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.


در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.
در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می‌كند.
در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.
در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود می‌سازد.
در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.
در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌دهند.
در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بد ترین دشمن وی است.
در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.
در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.
در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت ‌های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت‌های بد است.
در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.
در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است
و دریافتم كه همانا زندگی زیباست.

+ نوشته شده توسط ملیحه در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 6:7 |
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


1. خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند
زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی كه از یكدیگر دارند مطرح می كنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فكر كنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می كنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موكول می كنند تا همدیگر را درك كنند و به توافق برسند.

2. همدیگر را مركز توجه قرار می دهند
آنان همدیگر را دست كم نمی گیرند و همیشه به فكر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی كنند. ولی زوج های موفق، كارهای كوچك نظیر اولویت قرار دادن نیازها و كارهای همسر و كارهای بزرگ نظیر احترام و گوش كردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می كنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی كنید. درعوض به كار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همیشه همدیگر را مركز توجه قرار می دهند.

3. با یکدیگر رشد می كنند

مسلماً فردی كه امروز با او ازدواج می كنید،۱۰ سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می كنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین. زوج های موفق می دانند كه یكی یا هر دو در طول زندگی تغییر می كنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر كنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض كنید.

4. فردیت خود را حفظ می كنند

بعد از ازدواج استقلال زوج ها كم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می كنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می كنند. آنان یكدیگر را تشویق می كنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به كارهای مورد علاقه خود بپردازند. بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ می كند و زندگی، شاداب می شود.

5. برای حفظ روابط همدیگر می كوشند

زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی كرده و با هم صحبت می كنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترك مطمئن شوند. اگر یكی، یا هر دو شما از زندگی مشترك ناراضی هستید، مشكلتان را حل كنید.

6. روش های حل اختلاف را می آموزند

اگر همسرتان و شما كاملاً با هم یكی باشید، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل كنید. زوج های موفق با هم صحبت می كنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاكره می كنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یكدیگر حمایت می كنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق، برتر از پیروزی است. چون یکی از عوامل اصلی موفقیت یا شكست ازدواج، توانایی یا عدم توانایی در حل اختلافات است.

7. از مراجعه به مشاور پرهیز نمی کنند

زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی كنند. آنان می كوشند كه مشكلات را در اولین فرصت حل كنند.

+ نوشته شده توسط ملیحه در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 12:0 |

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


جمعیتی عظیم، مردی را در خیابان می‌بردند، بازوهای مرد با ریسمان بسته شده‌ بود. مرد، بلند قد و راست قامت بود، سرش را بالا گرفت و همچون پادشاهی گام برداشت.
از سیمای باوقارش آشكار بود كه او مردمی را كه احاطه اش كرده‌ بودند تحقیر می‌كرد و از آنان متنفر بود. جمعیتی که با ابراز تنفر فریاد می زدند : "به او شلیك كنید! بكشیدش، همین الآن! گلویش را ببرید! او جنایتكار است! بكشیدش!"

او افسری بود كه، در جریان شورش مردم، از حکومت جانبداری كرده‌ بود. اكنون مردم او را گرفته ‌بودند، و برای اجرای مجازات‌اش می‌آوردند.

مرد با شگفتی با خود گفت: "اكنون چه كاری می‌توانم بكنم؟ خب، هیچ کس برای همیشه پیروز نمی‌شود. هیچ كاری نمی‌توانم بكنم. شاید زمان مرگ من فرا رسیده ‌است. شاید این سرنوشت من است." با وجود آنكه ناامید بود، با خونسردی شانه‌هایش را بالا انداخت و لبخندی سرد به اسیركنندگانش زد.

فریادها ادامه یافت. مرد شنید كه فردی می‌گوید: "خودش است! همان افسر است! همین امروز صبح بود كه او به طرف ما تیراندازی می‌كرد."

جمعیت با بی‌رحمی به جلو فشار آوردند، و او را به جلو بردند. وقتی آن‌ها به خیابانی كه از اجساد مردگان دیروز پر شده ‌بود آمدند، اجساد هنوز در پیاده‌روها انباشته شده و توسط سربازان دولت حفاظت می‌شد. جمعیت خشمگین شدند. "چرا منتظر مانده‌اید؟ بكشیدش!"

زندانی روی در هم كشید و سر خود را بالاتر گرفت. جمعیت او را تحقیر كردند، اما او بیش‌تر از آنچه آن‌ها از او متنفر بودند، از آن‌ها متنفر بود.

چند زن با هیجان شدید فریاد زدند: "بكشیدش! همه‌شان را بكشید! جاسوس‌ها را بكشید! روسا را! وزرا را! اراذل را! همه‌شان را بكشید!" اما رهبر جمعیت اصرار داشت تا او را جلوتر بیاورند، درست پایین میدان شهر، جایی كه قرار بود جلوی چشمان تمام جمعیت كشته شود.

آن‌ها خیلی از میدان شهر دور نبودند هنگامی كه، در یك سكوت بی‌سابقه، گریه‌ی گوشخراش كودكی در پشت جمعیت شنیده‌ شد!

"پدر! پدر!" پسر بچه‌ی شش ساله‌ای از میان جمعیت فشار آورد تا به زندانی نزدیك‌تر شود. "پدر! آن‌ها می‌خواهند با تو چه كنند؟ صبر كن، صبر كن، مرا با خود ببر، مرا ببر."

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

داد و فریادهای مردم خشمگین در نقطه‌ای كه كودك بود متوقف شد، جمعیت از هم جدا شدند تا به او اجازه‌ی عبور بدهند، گویی كودك كنترل عجیبی بر روی مردم داشت.

زنی گفت: "نگاهش كنید! چه پسر بچه‌ی دوست‌داشتنی‌یی!"

كودك فریاد زد: "پدر! من می‌خواهم با پدرم بروم!"

"چند سالته، بچه؟"

پسر جواب داد: "با پدرم چه می‌كنید؟"

یكی از مردان از داخل جمعیت گفت: "برو خونه، پسر. برو پیش مادرت."

اما افسر صدای پسرش و آنچه را كه كه مردم به او گفتند، شنیده‌بود. چهره‌اش غمگین‌تر شد، و شانه‌هایش در میان ریسمان‌هایی كه او را بسته بود پایین افتاد. او در جواب مردی كه چند لحظه پیش صحبت كرده ‌بود فریاد زد: "او مادر ندارد!"

پسر خود را از میان جمعیت به جلو كشید. سرانجام به پدرش رسید و از بازوهای او بالا رفت. جمعیت به فریاد زدن ادامه داد: "بكشیدش! او را دار بزنید! این رذل را بكشید!"

پدر پرسید: "چرا خانه را ترك كردی؟"

پسر گفت: "آن‌ها می‌خواهند با تو چه كنند؟"

"گوش كن، از تو می‌خواهم كه كاری برای من بكنی."

"چه كاری؟"

"تو كاترین را می‌شناسی؟"

"همسایه‌مان؟ البته."

"پس گوش كن. بدو. برو پیش او بمان. من خیلی زود به آنجا می‌آیم."

پسرك گفت: "من بدون تو نمی‌روم"، سپس شروع به گریه كرد.

"چرا؟ چرا نمی‌روی؟"

"آن‌ها می‌خواهند تو را بكشند."

"آه نه، این فقط یك بازی است. آن‌ها فقط دارند بازی می‌كنند." زندانی با مهربانی پسرش را از خود جدا كرد و خطاب به مردی كه جمعیت را رهبری می‌كرد گفت:

"گوش كن، هر طور و هر موقع كه می‌خواهید مرا بكشید، اما این كار را در حضور فرزند من انجام ندهید"، و به پسر اشاره كرد. "برای دو دقیقه مرا باز كنید و دستانم را بگیرید و به فرزندم نشان دهید كه شما دوستان من هستید و قصد هیچ‌گونه صدمه زدن را ندارید، بعد از این او ما را ترك خواهدكرد. پس از آن... پس از آن می‌توانید دوباره مرا ببندید، و مرا هرگونه كه می‌خواهید بكشید."

رهبر جمعیت موافق بود.

سپس زندانی با دستان خویش پسر را گرفت و گفت: "پسر خوبی باش، حالا، فرزندم. برو پیش كاترین."

"اما تو چی؟"

"من خیلی زود در خانه‌ام، كمی بعد. برو، پسر خوبی باش."

پسر به پدرش زل زد، سرش را به یك طرف كج كرد سپس به طرف دیگر. برای مدتی فكر كرد. "تو واقعاً به خانه می‌آیی؟"

"برو پسرم، من می‌آیم."

"می آیی؟" و پسر از پدرش اطاعت كرد.

زنی او را به بیرون جمعیت راهنمایی كرد.

اكنون پسر رفته‌بود. زندانی نفس خود را فرو برد و سرانجام گفت: "من آماده‌ام، اكنون می‌توانید مرا بكشید".

اما پس از آن چیزی رخ داد، چیزی غیرقابل توصیف و دور از انتظار ...

در یك آن، وجدان همه‌ی آن جمعیت بی‌رحم و نامهربان كه وجودشان مملو از تنفر بود بیدار شد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

یك زن گفت: "می‌دانید چه شده؟ بگذارید او برود."

دیگری با او همراه شد: "خداوند در مورد او قضاوت خواهدكرد. بگذارید برود".

دیگران نیز زمزمه كردند: "آری بگذارید برود! بگذارید برود." و بلافاصله تمام جمعیت برای آزادی او فریاد می‌زدند.

افسر آزادشده و سربلند ـ كه چند لحظه‌ی پیش از آن جمعیت متنفر بود ـ شروع به گریه كرد. دستانش را بر روی صورتش گذاشت. و سپس، مانند فردی گناهكار، به سوی جمعیت دوید، و كسی او را متوقف نكرد.

گرچه "خشم" پاسخ طبیعی و موجه در برابر نابرابریها، صدمه دیدن ها یا مورد هر ظلم و خشونتی قرار گرفتن است و این احساس بخشی از احساسات واقعی بشر است، اما "عواطف انسانی" و گذشتی که از محبت حاصل شود نیز حقیقتی است که بشر همواره آن را محترم شمرده است ...

+ نوشته شده توسط ملیحه در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 15:25 |